loading...

سارا و باباش

دفترچه یادداشتم

بازدید : 63
جمعه 15 اسفند 1398 زمان : 6:11

+ بابا، یه چیزی بگم؟ :(

- بفرما

+ نه هیچی

- -_-

+ :)

- :/

+ بله ؟ :) گفتم هیچی دیگه.

- بگو، زود

+ خببب...نه هیچی، فراموش کنید.خواهش می‌کنم هیچی هیچی.

- تا پنج میشمرم فقط سارا...یک

+ عه خب

- دو

-سه

+ خب چند روزه که...یکی...

- چهار

+ عه گفتم که هیچی.. دیگه تموم شده..اصلا من رفتم کار دارم...( بعدم بلند شدم برم اتاقم)

عصبانی دنبالم اومد بازومو کشید گفت

- کجا با تو‌ مگه نیستم؟ میگم چی‌شده؟‌ها؟ نگفتم اینجوری با اعصاب من بازی نکن؟! بگو ببینم

+ خب باشه باشه میگم ولم کنید میگم.

وقتی ولم کرد یه قدم رفتم عقب ، چند ثانیه با استرس نگاش کردم.نگران گفت

- چی شده بابایی؟!

و من....

+خخخخخخخخخ :)))))))) تلافیییییییی

بعدم فراااار به سمت اتاق....

یه کم مونده بود بهم برسه‌ها...ولی به موقع نجات پیدا کردم ، نزدیک بود در بخوره تو صورتش:)))

کوبید به در گفت:

-میای بیرون دیگه...دارم براتون سارا خانم

+ عه حق ندارید...اصلا پرسیدید چرا تلافی کردم که تهدید می‌کنید؟

-گفتی تلافی گفتم بیخود می‌کنی ، گوش ندادی حالا منتظر باش.

+ نخیر حق ندارید، چون من راس می‌گفتم، آموزششون واقعا بیخود بود همه ام با من موافق بودن...هیشکی ام دیگه نمیبینه،شما خودتون مگه اصلا دیده بودید که میگفتید خوبه؟

- نه

+ پس دیدید من راس میگفتم

- باید بیینم تا مطمئن شم ،پس فعلا کاریت ندارم ولی منتظر باش.

+ عه خب چرا؟عدالت نیست بابا ،کاری کنید باز تلافی می‌کنم.

-اگر دیدم بیخود نبود، خیلی هم عدالته.

+خب معلومه دیگه هر چرتی ام باشه میگید مفید بود.نه عدالت نیست.

-واقعا باباتو اینجوری شناختی؟

+ بله دقیقا ،خیلی خیلی بدجنس و بی عدالت ://

- خب حل شد، پس دیگه لازم نیست وقت بذارم ببینم. فقط دیگه بیشتر حواست به دور‌ و برت باشه.از ما گفتن بود.

+خب باشه ببینید.

- دیره دیگه... آخرین بارتم بود از این شوخیا میکنیا...جدی میگم.برخورد بدی می‌کنم دفعه دیگه

+ شوخی نبود که تلافی بود:))

- هر چی که بود. دیگه نبینم. روشنه الان؟ یا‌همین الان برخورد کنم؟

+چیزی نگفتم که...

وای یهو آمپرش چسبید بلند گفت

- فهمیدی یا نه؟!! این درو باز کن ببینم.

+ خب باشه باشه ببخشید. چرا عصبانی میشید؟.چشم فهمیدم.

/////////////////////////////////////////////////////////

نمیذاره دو دقیقه تلافی بچسبه به آدم.ای بابا :||

از فردام که باید حواسم به زمین و زمان باشه از ترس تلافیش...خدایا خودت ببین :/

سوالات مصاحبه استخدام تولید کننده محتوا
نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 2

آمار سایت
  • کل مطالب : 25
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز : 53
  • بازدید کننده امروز : 54
  • باردید دیروز : 0
  • بازدید کننده دیروز : 1
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 73
  • بازدید ماه : 301
  • بازدید سال : 1367
  • بازدید کلی : 3740
  • کدهای اختصاصی